دنیا نگا کن عشق من اینه////تو آسمون نه روی زمینه


دلم حق داری عاشق باشی                       

ولی بدون که این راهش نیست

 

کسی رو نمیشه به زور عاشق کرد

یه وقتایی چیزی سهمت نیست

 

بدترین حس اینه پیش تو باشه

کسی که دلش پیش تو نیست

 

شاید روزگار اینجوری خواسته

همه چیز  دنیا دست تو نیست

 

کار دنیا رو باش واسه هر کی  میمیری واسه یکی دیگه میمیره

یکی هم که پیدا میشه که واسه تو میمیره دلت دست کمش میگیره...

 

اگه اشکت واسش فرقی نداره

یعنی اینکه یکی دیگه رو داره

 

اگه همه کارات بدن به چشماش

فک میکنی چه علتی داره

 

سرنوشتت اگه بی اون رقم خورد

بدون حتما که یه حکمتی داره

 

نشستی گریه میکنی که چی شه

هر آدمی یه قسمتی داره            

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 بهمن1392ساعت 15:43  توسط ...مهندس خاص...  | 

خوب به درک . . .

به درک 

daraaaaaaaaaaaaaaaaak

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آبان1392ساعت 2:15  توسط ...مهندس خاص...  | 

هه هه هه هه ....

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 بهمن1391ساعت 22:30  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

امروز ۹/۸/۹۱ سه شنبه بود... کلاس اولیم تموم شد ...

همین طور منتظر بودم که کلاس دومیم که تحلیل سازه های ۲ بود شروع بشه . از کنار پنجره سالن داشتم به هوای بیرون که بارون هم باریده بود نگاه می کردم . چه هوای عاشقانه ای بود ...

 

تو این فکرا بودم و داشتم به عشق و عاشقی و این مسخره بازی ها می خندیدم که...

از دور دیدمت ... با چند تا از دوستات داشتی از سلف میومدی بیرون ...

با این که هوا تاریک بود ولی از طبقه دوم ...... توی حیاط دانشگاه رو .. تو اون تاریکی . و از اون فاصله .......خیلی خوب دیدمت....همون کت قرمزتو پوشیده بودی...همون کت قرمزه که تو اون روز خاصی که عاشقت شدم هم تنت بود..... و دوباره دلم زخمی شد ...

حس بدی بهم دست داد وقتی باز یادم اومد که ندارمت ...

خدا نبخشدت...

 

خدایااااااااااااااااااااا

ازت خواهش می کنم اونو سر راهم قرار نده ...بذار فراموشش کنم.

 

.......................................................///////////////()()()()()///////////...................

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1391ساعت 0:16  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

حوصله کن...

حوصله کن دل مجروح من.

این طور هم نمی ماند

که علف در دهان داس بمیرد و

باد برای خودش هی به هوچی و هلهله ...

 

آری قلب من ... روز ما هم میرسد . فقط صبور باش و ببین و بخند و ...

زیرا

دنیا تا ابد که به وفق مراد یک چیز نمیرود

یک چیز

یک خیال

یک آشنا

یک دوست

یک او

یک ....    نمی دانم /// یک گلایه ... یک ( کلوچه ) // یک گلابی / یک کدو تنبل...

و خلاصه هر چیز دیگر

 

می خواهم بگویم ... دنیا همیشه هم بر وفق مراد نمیرود...

برای ما هم روزی هست ای دل مجروح 

ای داغ دار

ای خسته

ای عاشق

ای با خدا

ای مهربان دلم ..ای قلب.....

 

فقط صبور باش...چیزی نمانده

 

 

ب قول جیمیل (جمیل) : نامه تمام . مهندس خاص

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1391ساعت 15:3  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

امروز سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س) هست

چ آرزوهایی که برای این روز نداشتم اما ............. نشد

 

ولی

این طور هم نمی ماند...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1391ساعت 14:46  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

امروز رفتم حرم

یادش بخیر پارسال هم تو میلاد امام رضا دعا کردم که به هم برسیم

و با خودم فکر می کردم که دیگه امسال با هم می ریم حرم

اما هیچ فکر نمی کردم که اینجوری بشه

 

اما امروز تو حرم انگار یه چیزی رو کم داشتم

          ........... تو رو .............

ای کاش بودی و ....

 

ولی نشد

 

امروز خیلی دلم گرفت

خونه که اومدم یک دل سیر گریه کردم

دیگه همه دلخوشیم اینه که بشینم جلو لپتاپ و این اینترنت کوفتی

وبرای آروم شدن دلم این چرت و پرت ها رو بنویسم

که شاید وقتی بیکارشدی

به وبلاگی که برات نوشته بودم بیای و بخونی

 

شاید

 

 

خدایا .... نجاتم بده...

تو هم دعا کن که من بتونم فراموشت کنم...

دیگه خسته شدم به خدا

                                  دعا کن کسی که عاشقت بود نجات پیدا کنه.دعا کن ب زندگی عادیم برگردم

+ نوشته شده در  جمعه 7 مهر1391ساعت 22:38  توسط ...مهندس خاص...  | 

فاصله یا تو

جه فرقی میکند

هر دو مرا یاد یک چیز می اندازد

 

تنهایی ....................

 

حالا اشک ها هم شبیه تو شده اند

گریه که می کنم نمی آیند...

+ نوشته شده در  جمعه 7 مهر1391ساعت 0:46  توسط ...مهندس خاص...  | 

آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد .

شاید بیشتر از تمـــــــام رویاهایش- دوست می دارد

حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو،

 نادیده بگیرد ،

چه قدر دوســتت دارد !


و این را نفهمیدی    آدمیــــــــــزاد 

 

آدمیزاد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مهر1391ساعت 22:14  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

 

خدا ما رو برای هم نمی خواست

فقط می خواست همو فهمیده باشیم

 

بدونیم نیمه ی ما  مال ما نیست

فقط خواست نیممونو دیده باشیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مهر1391ساعت 1:5  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

مهدی احمد وند چقدر زیبا خونده :

 

 

میگن هیچ عشقی تو دنیا

مثل عشق اولی نیست

 

می گذره یه عمری اما

از خیالت رفتنی نیست

 

 

خدایاااااااااااااااااااااااااااا....      چی می شد اگه  رویام  به حقیقت می پیوست

اگه قرار بود اینجوری بشه اصلا چرا گذاشتی عاشقی کنم

چرااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نمی دونم ؟؟؟؟////

فقط یک چیز میدونم و اونم اینکه

 " هیچ وقت نمی بخشمت "

 

و یک چیز هم برام مثل روز روشنه

" یک روز پشیمون میشی "

اما اون روز دیگه خیلی دیره

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مهر1391ساعت 1:3  توسط ...مهندس خاص...  | 

آخرین روز تابستون هم گذشت

امروزکه داشتم به مشهد میامدم

بازهم به یادت افتادم

 

خیلی ناراحتم

این تابستون تموم شد

تابستونی که فکرمیکردم دیگه اگه برسه منو تو روهم به هم می رسونه

اما ما رو که به هم نرسوند هیچ

که تو رو هم ازم گرفت

 

یادش بخیر تابستون قبلی چه شور و حالی داشتم برا دانشگاه

اما این ترم خیلی بی رمقم و حال درس خوندنو ندارم

 

اصلا دوس ندارم تو اون دانشگاهی بیام که تو هم توش هستی

 

من می تونستم بهتر از این عمل کنم

اما نمی دونم چی شد

و نمی دونم کی مقصره

 

اما هر چی باشه و هرکی مقصر باشه هم

حتی اگه تو بی گناه هم باشی

 

 

هیچ وقت نمی بخشمت

 

تو با رفتنت تنها خودتو ازم نگرفتی

تو یک دنیا عقیده و اعتقادات منو گرفتی

 

هیچ وقت ....                                 تا قیامتی دیگر.    مهندس خاص

+ نوشته شده در  شنبه 1 مهر1391ساعت 0:15  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

دیروز یه هویی یادت افتادم

یادهمه اون روزا و شبهایی که    فکر و  یاد  و  همه  چیزم شده بودی

و به تعبیر مهندس خاص "" عشقم شده بودی""

 

 

هیچ میدونی یه لحظه رفتم تو خیال

باز بهت فکر کردم

به همه کارهایی که برای داشتن و بدست آوردنت کردم

 

 

به همه ی عشق بازی هام

 

اما تا به خودم اومدم دوباره یادم اومد که دیگه ندارمت...

دیگه   " تو "  ای  نیست  که براش عاشقی کنم

 

 

دیروز دوباره به خاطرت چشم هام خیس شد

اما فقط  "" نمناک "" شد .

 

دیگه باید به نبودنت عادت کنم.

به نداشتنت

 

اما مطمئن باش که اگه هر کسی رو ببخشم

و ازش بگذرم

 

اما تو رو هیچ وقت نمی بخشم.

 

چون نه تنها قلبمو شکستی   که با احساسم هم بازی کردی.

 

ای کاش اصلا  "" تو  ""  ای نبود ....  ای کاش

 

                                                                                          مهندس خاص.م

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1391ساعت 1:41  توسط ...مهندس خاص...  | 

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

خداچرااینجوریشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ازهمون بچگی هم شانس نداشتم من...

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 تیر1391ساعت 12:17  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

 

هوای امشبم با فکرت خرابه

 

نجاتم بده.....................................

+ نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1391ساعت 0:34  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

 

کجاست سمت حیات؟؟؟

سرآغاز تو کجاست؟؟؟

کجا می شود تو را تجربه کرد؟؟؟

 

 

فردا یه جای خیلی خوب دعوتم...شاید هر مومنی و هر شیعه ای آرزو داشته باشه ی بار هم که شده تو عمرش به اونجا بره ... فردا میرم به اونجا و می خوام برا عشقمون دعا کنم ...

میخوام تنها دعام تو باشی

زیبا سلام... 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1391ساعت 0:26  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

آی لاو یووووووووووووووووووووو و

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1391ساعت 0:53  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم ، دل نمی‌شود


دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1391ساعت 3:0  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

درسته خیلی وقته ندیدمت

ولی این روزها حالم خیلی خوبه

چون دارم لحظه به لحظه نزدیک تر میشم بهت

 

دوستت دارم   ...     بای

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 فروردین1391ساعت 18:42  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

سلام

گفتم بهش

اگه کاری کرد...

هوامو داشته باش...

                                                             بای.بای

+ نوشته شده در  شنبه 12 فروردین1391ساعت 19:9  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

بی تو تمام می شوم...

و با تو تمام...

 

                                   تمنایت میکنم !!!!!!!!

                                                           نگاهم کن...

+ نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1390ساعت 1:7  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

سلام ()

می خوام از این ترم برات بگم

خیلی ترم خوبی بود

شنبه ها:

که خودم  ۸ صبح تو زمین چمن کلاس داشتم و معمولا بعد کلاس می دیدمت

البته بعضی روزها ساعت ۹:۳۰ اینا نمیومدی

ولی چون مطمئن بودم ساعت ۱۲ کلاس داری قبل از کلاست می دیدمت

خودم هم ۱۲ کلاس داشتم و بعد از کلاس تو ایستگاه اتوبوس

 

یکشنبه ها:

حوالی ساعت ۱۱:۳۰ از سالن پشت دانشکده میومدی.فک کنم کلاس عملی داشتی ؟؟

باز دوباره حول و حوش ۱۳:۳۰ ایستگاه اتوبوس

 

دوشنبه ها:

فک کنم ساعت ۳ عصر کلاس داشتی که ۵:۳۰ جلو در استاد یوسفی می دیدمت که می رفتی

 

سه شنبه ها:

فک کنم ساعت ۱۲ کلاس داشتی

چون یک بار دیدم که نزدیکای ۱۲ داری میری دانشگاه

 

چهارشنبه ها و پنجشنبه ها هم که ازت بی خبر بودم

 

خیلی ترم خوبی بود

 

کلا این چند ماه خیلی خوب بودن . منظورم مهر ماه تا همین اواخر آذربود

روز عاشورا هم هیچ وقت از یادم نمی ره

دیدی منو دیگه.... یادت هست ؟؟؟

تو           چاپ......ش......ل.....و

 

ترم بعدی هم تا یک هفته مدام جلو در دانشگاه وای میستم تا کلاسهاترو بدونم

 

همه روز ها از آن توست

شنبه و دوشنبه و سه شنبه ندارد

تمام این روزهایی که از تو بی خبرم

سخت می گذرد.........زیبا سلام

 

.............................................................فعلا بای بای........مهندس خاص

 

+ نوشته شده در  جمعه 30 دی1390ساعت 1:11  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

سلام () :تنها چیزی که درباره عشقمون میشه گفت اینه :

چگونه می توان چید

گلی را که خیالی را می پژمراند؟؟؟

هر بار که رفتم بچینم...

رویایم پرپر شد...

بهتر بگم

هر بار که آمدم بچینمت رویایم را پرپر کردی

 

زیبا سلام

                                                                                                  مهندس خاص

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1390ساعت 18:5  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

 

              دلم  گرفته ........ 

 

تو  نیستی  و  این در و دیوار هیچ وقت  

غیر از تو من به هیچ کس انگار هیچ وقت

 

اینجا دلم برای تو , هی شور می زند   

از خود مراقبت کن  و نگذار  هیچ وقت

 

 

خیلی سخته که کسی که دوسش داری دلتو بشکنه

خیلی سخته که حرف هایی رو که انگار از قبل ظبطشون کرده و تند تند بگه و نذاره تو حتی یک کلمه

حرف بزنی

خیلی سخته که بگه فراموشش کنی

خیلی سخته که بغض جلو گلوتو بگیره و نتونی حرف بزنی

 

خداحافظی خیلی سخته........

 

نمی دونم الآن کجایی و نمی دونم دوباره به وبلاگی که به قول خودت همش چرت و پرته دوباره میای یا نه ؟؟؟

دلمو شکستی , ناراحتم کردی ,.................

ای کاش میذاشتی من هم حرف می زدم...    .

 

گفتم فراموشت میکنم ولی خیلی سخته

این یعنی شاید یک بار دیگه هم بیام

ولی این بار اشتباه نمی کنم..................

بهترین راه و روش رو مهندسی میکنم...

 

 

اون روز خیلی بهم سخت گذشت , سخت تر از همه اون پیامک آخری بود که دادم:

 

تو  را  برای  ابد  ترک  میکنم  ........                    چه حسن مطلع تلخی برای غم ..........

برای آنکه تو را بیشتر ازتومی خواست                 چه سرنوشت بدی را زدی رقم ..........

همه  مرا  به  خود  واگذاشتند  , همه                  همه همه همه , حتی ,توهم,توهم..........

 

 

با اینکه خیلی بد حرف زدی باهام , دلمو شکستی , اشکمو آوردی

اما تنها در حالتی بی خیالت میشم که اون چیزی که گفتی درست باشه

اگه دروغ باشه باز هم من میام

ولی از راهی بهتر

و مهندسی شده تر

 

بای

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 2 دی1390ساعت 0:53  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

 

و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک ما بابصارهم لما سمعوا

الذکر و ما هو الا ذکر للعالمین....

 

به ادامه مطلب برو...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 آذر1390ساعت 15:13  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

 

امروز شنبه ۱۴/۸/۹۰ بازهم دیدمت

 

این متن رو هم بخونی ممنونت میشم ......

 

ادامه مطلب........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 آبان1390ساعت 15:12  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

سلام

منظورم از اس ام اسی که دادم همین متنه که میخوام بخونیش

این اس رو میگم:

Najva71

Updated.

To see the main topics enter the password

 

خیلی چیزها تو این وبلاگ نوشتم و به خیال خاص خودم عشق بازی کردم اما مهمترینش همینه و ازت میخوام این متن رو کامل بخونی . اگه هم متن های دیگه رو نمی خونی ولی این متن رو حتما بخون ...................

خواهش میکنم ازت که با دقت بخونش

 

ممنونم

لطفا برو به ادامه مطلب و ..........

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 آبان1390ساعت 0:5  توسط ...مهندس خاص...  | 

 

 

سلام سلاااااااااام

 

مطلب جدید زدم در رابطه با   ۳۰  مهر   ۹۰    که  دیدمت تو دانشگاه

 

بخونش لطفا........................

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آبان1390ساعت 0:34  توسط ...مهندس خاص...  | 

 چگونه می توان چون تو گلی را چید

                          ...........که خیالی را می پژمرانی ؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1390ساعت 0:47  توسط ...مهندس خاص...  | 

داستان عاشق شدنم رو اینجا نوشتم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مرداد1390ساعت 3:43  توسط ...مهندس خاص...  |